دسته بندی ها
Search - Contacts
مقالات و اخبار
Search - News Feeds
واژه نامه
تگ ها

فهرست صفحات

پایش امواج مغزی برای کشف جرایم

اخبار مغز و اعصاب

ترجمه دکتر رویا وکیلی


وقتي پاى دستگيرى جنايت‌كاران در ميان باشد، نتيجۀ كار مي‌تواند به شدت متكي بر اطلاعات كسب شده از شهادت شاهدان يا مظنونان باشد. در حال حاضر، محققان دانشگاه نورث وسترن در اوانستون ادعا مي‌كنند كه پايش امواج مغزي خاص اين افراد مى‌تواند با تأييد جزئياتى كه آنها ديده‌اند يا اشيائى كه تشخيص مي‌دهند به تحقيقات جنايى كمك كند. رهبر تيم تحقيقات، جان مايكسنر و همكارش پيتر روزنفلد نتايج يافته‌هاى خود را در مجلة علم روان‌شناسى /  Psychological Science منتشر كرده‌اند. به گفتۀ محققان، مطالعات گذشته كه با استفاده از الکتروانسفالوگرافی (موج‌نگارى مغز) انجام مي‌شد، نشان مي‌داد، هنگامي كه شخص، آيتم معني‌داري در ميان فهرستي از آيتم‌هاى بي‌اهميت مي‌بيند و تشخيص مي‌دهد، از طريق آنچه آزمون اطلاعات پنهان (CIT) ناميده مي‌شود، موج مغزى P300 بزرگ‌تر مي‌شود. اما اين تيم اشاره مي‌كند كه اكثر اين مطالعات در آزمايشگاه انجام گرفته است، به اين معنا كه شركت كنندگان جزئيات آنچه را در زندگي روزمره ديده‌اند به ياد نمي‌آورند، همان‌طور كه شاهد يك صحنۀ جرم لزوماً جزئيات را به ياد نمي‌آورد. در اين مطالعه، مايكسنر و رزنفلد تلاش كرده‌اند به CIT دقيق‌تري دست يابند. آنها ٢٤ دانشجو را انتخاب و يك دوربين كوچك به لباس آنها متصل كرده‌اند، سپس از آنها خواسته‌اند به فعاليت‌هاى عادى روزانۀ خود بپردازند. مايكسنر مي‌گويد: "بسيار شبيه به يك جنايت واقعي، شركت‌كنندگان تصميم‌هاي خود را اتخاذ کرده و تحت تأثير اطلاعات منحرف كنندۀ پيرامون قرار مي‌گرفتند." موج مغزى P300، نشانگر قوي و قابل اعتماد در تشخيص: سپس محققان به بررسي فيلم هاى ضبط شده پرداختند. تيم تحقيقات براى نيمي از شركت‌كنندگان، يك فهرست از اقلام "كاوش" كه موارد يا رويدادهايى بودند كه فرد در طول ضبط با آنها مواجه شده بود تهیه کردند.
همچنين ليستى تهيه كردند از موارد "بي‌ربط" كه فرد به آنها برنخورده بود. به بقيۀ شركت‌كنندگان، فهرستى از اقلام "كاوش" تجربيات گروه اول داده شده، نه آنچه خود با آن مواجه شده بودند. محققان شرح مي‌دهند كه اين تحقيقات از روي تحقيقات جنايى واقعى شبيه‌سازى شد، كه در آن به شهود يا مظنونان كه اطلاعاتي در مورد جرم دارند، همان چيزهايى گفته مي‌شود كه به ديگران. روز بعد از ضبط، از شركت‌كنندگان CIT به عمل آمد. در طول انجام اين كار به آنها فهرست اقلام مربوط و نامربوط داده شد و فعاليت مغز آنها با الکتروانسفالوگرافی ثبت شد. نتايج اين آزمايش نشان داد كه امواج مغزي P300 تنها در شركت‌كنندگاني كه واقعاً با اقلام موجود در فهرست كاوش برخورد كرده بودند، بزرگ‌تر مي‌شد. در اين گروه از شركت‌کنندگان موج مغزي P300 براى موارد بي‌ربط تغييرى نشان نمي‌داد. به طور كلي محققان مي‌گويند كه موج مغزي P300 يك نشانگر تشخيص "قوى و قابل اعتماد" است. مايكسنر مي‌گويد كه احتمالاً جالب‌ترين يافته در اين پژوهش ميزان بالا رفتن موج مغزي در فعاليت‌هاى پيش پا افتاده بود، مثلاً هنگامي كه به يك شركت‌كننده رنگ چتري كه آنها استفاده كرده بودند نشان داده شد. او مي افزايد: " اين دقت در آينده بسيار هيجان‌انگيز است چرا كه جزئيات جرم و جنايت مثلاً ويژگي‌هاى فيزيكي صحنۀ جرم را مشخص مي‌كند، شايد بتوان آن را در دنياى واقعى CIT مورد استفاده قرار داد. هرچند ما همچنان نيازمند تحقيقات گسترده و يادگيري در اين باره هستيم." مايكسنر به اين نكته اشاره مي‌كند كه در برخي از كشورها از جمله ژاپن و اسرائيل در حال حاضر از CIT براي تحقيقات جنايي استفاده مي‌شود در حالي كه ايالات متحد آمريكا اين ايده را رد كرده است چرا كه ممكن است از ويژگي‌هاى لازم براى ارائه در دادگاه برخوردار نباشد. او مي‌افزايد: "كار ما ممكن است به CIT مبني بر P300 كمك كند كه يك گام به مورد پذيرش واقع شدن در نشان دادن اطمينان و اعتبار آزمون در يك بستر واقعي‌تر نزديك شويم." اين تيم قصد دارد در تحقيقات آينده بر روي اين مسأله كار كند كه شناخت چگونه تحت تأثير قرار مي‌گيرد وقتي به افراد در طول CIT تصاوير آنچه ضبط شده نشان داده شود و نه واژگان./

نظرات (0)

تاکنون هیچ نظری درباره این مطلب ارائه نشده است.

نظر خود را اضافه کنید.

نظر شما پس از بازبینی منتشر می‌شود.
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید.