دسته بندی ها
Search - Contacts
مقالات و اخبار
Search - News Feeds
واژه نامه
تگ ها

فهرست صفحات

درمان اختلال علایم جسمانی از بیماری به بیمار دیگر متفاوت است

اختلال علایم جسمانی (SDD) یک اختلال روانی است که با شکایات قابل توجه، برگشت کننده، متعدد و فعلی بالینی در مورد علایم سوماتیک (بدنی، جسمانی) مشخص می‌شود. این اختلال که پیشتر زیر عنوان اختلال جسمانی‌سازی یا ناخوشی روان‌تنی شناخته می‌شود باعث ایجاد چنان نگرانی و مشغله‌ ذهنی می‌شود که زندگی روزانه فرد مبتلاء را دچار اختلال می‌کند. مردم مبتلاء به اختلال علایم جسمانی ممکن است اقدامات معمول در پزشکی یا اختلالات متعارف را به عنوان موارد تهدیدگر زندگی تلقی کنند. این احساسات و رفتارهای مرتبط به نگرانی پیرامون بیماری با گرفتن نتایج نرمال در تست‌های پزشکی تسکین نمی‌یابند. درمان اختلال علایم جسمانی شامل درمان شناختی رفتاری و برخی داروهای ضد افسردگی است.

گمان می‌رود که این اصطلاح از سوی پزشک عصر یونان باستان به نام هیپوکراتس (بقراط) ابداع شده است

هیستریا (هیستری) اصطلاحی است که برای توصیف عواطف بیش از حد به کار می‌رود اما در عین حال زمانی یک اصطلاح تشخیصی متداول بود. در اصطلاحات عامیانه هیستری اغلب برای توصیف رفتار تحت تحریک عواطف و احساساتی به کار می‌رود که زیاده‌روانه و خارج از کنترل به نظر می‌رسند. وقتی کسی به شکلی پاسخ می‌دهد که با توجه به شرایط مرتبط به شکلی افراطی احساساتی به نظر می‌رسد برای توصیف او از اصطلاح هیستری استفاده می‌شود. در طول عصر ویکتوریایی، این اصطلاح اغلب برای ارجاع به حاملی از علایم استفاده می‌شد که عموماً فقط در زنان دیده می‌شدند.

بیگورکسیا مقدمتاً یک اختلال روانی است اما می‌تواند به اشکال جسمانی بروز کند

بیگورکسیا که به نام دیسمورفی عضلانی نیز شناخته می‌شود یک اختلال سلامت است که می‌تواند باعث گردد تا شخص مداوماً در فکر عضله‌سازی برای بدن خود باشد. بیگورکسیا دارای برخی علایم مشابه با دیگر اختلالات مثل آنورکسیا نرووسا است و نوعی اختلال دیسمورفیک بدن به شمار می‌رود. چنین به نظر می‌رسد که بیگورکسیا به ویژه در بزرگسالان جوان رو به افزایش دارد. "راهنمای تشخیصی و آماری (DSM-5) بیگورکسیا را به عنوان نوعی اختلال دیسمورفیک بدنی تعریف می‌کند که محرک اشغال ذهن با این فکر می‌شود که بدن شخص بیش از حد کوچک بوده یا فاقد عضلات کافی است.

اتوکانیبالیسم یک اختلال سلامت روانی است

بیشتر مردم یا از روی ملال یا برای تخفیف حسی منفی یک تار موی خاکستری خود را کنده‌اند، اثر زخمی را خراشیده‌اند یا حتی ناخنی را به دندان گرفته‌اند. در موارد نادر این عمل می‌تواند با اتوکانیبالیسم [خودتنخواری] همراه شود که در آن شخص ممکن است مو، ناخن یا زائده‌های زخم خود را بخورد. اتوکانیبالیسم یک اختلال سلامت روانی است که متقدماً با ناگزیری برای خوردن خود مشخص می‌گردد. به هر حال این نکته را باید به خاطر بسپریم که در تازه‌ترین راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (FSM-5)، اتوکانیبالیسم به عنوان یک اختلال قابل تشخیص سلامت روانی شناسایی نشده است.

بسیاری از روان‌شناسان و متخصصان پزشکی سندرم استکهلم را نوعی ساز و کار مقابله‌ای تلقی می‌کنند

سندرم استکهلم نوعی پاسخ روان‌شناختی است. این پاسخ زمانی بروز می‌کند که گروگان یا قربانی تعرض با متعرض یا سوء استفاده کننده از خود پیوند ایجاد می‌کند. این وضعیت روان‌شناختی در طول روزها، هفته‌ها، ماه‌ها یا حتی سال‌های اسارت یا سوء استفاده ایجاد می‌شود. در این سندرم گروگان یا قربانی تعرض جنسی ممکن است با متعرض یا گروگان‌گیر به همدلی برسد. این فرآیند نقطه مقابل ترس، وحشت، و احساس اهانتی است که در چنین شرایطی از قربانی انتظار می‌رود.

معتاد ادرنالین (آدرنالین) کسی است که از مشارکت در فعالیت‌های محرک رهش اپی‌نفرین، که عموماً زیر نام فوران آدرنالین شناخته می‌شود، لذت می‌برد. این گونه افراد اغلب از اقدام به فعالیت‌های هیجان‌انگیز، مهیج یا شدید لذت می‌برند. معتاد آدرنالین اصطلاحی برای توصیف این گونه افراد است اما یک تعریف پزشکی محسوب نمی‌شود. اصطلاحات مشابه شامل "ماجراجو" و "جسور" است. معتادان آدرنالین از طیفی از فعالیت‌ها شامل مسابقات ورزشی شدید، تجارب هیجان‌انگیز، و تعقیب و گریز خطرناک لذت می‌برند.

اختلال پایرول زمانی ایجاد می‌شود که تعداد مولکول‌های پایرول در بدن شما بیش از حد زیاد باشد

اختلال پایرول یک وضعیت بالینی است که باعث چرخش‌های خلقی چشمگیر می‌شود. اختلال پایرول گاهی از اوقات به همراه دیگر اختلالات سلامت روانی شامل موارد زیر بروز می‌کند: اختلال دوقطبی، اضطراب، اسکیزوفرنی (شیزوفرنی). اختلال پایرول زمانی ایجاد می‌شود که تعداد مولکول‌های پایرول در بدن شما بیش از حد زیاد باشد. این وضعیت می‌تواند باعث انحراف سیستم مواد غذایی ضروری شود که نقشی مهم در تنظیم خلق ایفاء می‌کنند. پزشکان بر اثر فقدان تشخیص نمی‌دانند میزان اختلال پایرول چقدر عمومیت دارد. اگر کسی دارای علایم یا تاریخچه اختلالات خلقی باشد، موضوع ارزش آن را دارد که شخص برای تست پایرول با پزشک مشورت کند.

مقالات دیگر...