دسته بندی ها
Search - Contacts
مقالات و اخبار
Search - News Feeds
واژه نامه
تگ ها

فهرست صفحات

حس موسوم به آشنایی وقتی با چیزهای آشنا مواجهیم جرقه نمی‎زند. اگر چنین می‎بود ما باید تقریباً مدام در حال تجربۀ چنین حسی باشیم. این حس آشنایی اغلب زمانی بروز می‎کند که ما چیزی آشنا را به صورت غیر منتظره می‎بینیم.

مقالات روان‌پزشکی، روان‌شناسی و روانکاوی
تغییر اندازه و نوع قلم متن

• تیم نیومن
• ترجمه هامیک رادیان

غریب است، نیست؟ حس شوق‌آور بودن در جایی در گذشته، با آنکه خیلی خوب می‎دانی که این نخستین حضور تو در آنجاست. آشناپنداری تقریباً برای همۀ ما امری آشنا است؛ اما واقعاً به چه معنی است؟
حتی افرادی که جای پای محکمی در قلمرو منطق و علم دارند، هنگامی با آشناپنداری مواجه می‎شوند به ناچار حسی مبهم، شبیه به تلونی غریب از نوستالژی برآمده از عنصری اثیری را احساس می‎کنند.
آشناپنداری، به معنی "پیشتر دیده شده" محققان و مردمان عادی را برای قرن‎ها مسحور خود کرده است.
این تجربه دامنۀ نسبتاً گسترده‎ای نیز دارد. بر مبنای نظرسنجی‎های مختلف، تقریباً دوسوم مردم این احساس بازگشت به گذشتۀ متعلق به دنیاهای آخرالزمانی را تجربه کرده‎اند.
به هر جهت، علی‎رغم شیوع آشناپنداری، این موضوع در تأویل پدیده‎ای سخت محیل جلوه می‎کند؛ شما نمی‎توانید به سادگی فرد را درون دستگاه MRI بخوابانید و فقط کمی منتظر بمانید، چرا که ممکن است وی هفته‎ها هفته آنجا بوده باشد.
اگرچه پاسخی قطعی به دست نیامده است، طیفی از نظریات وجود دارند که در میان قلمروهای روان‌شناختی و علم اعصاب شناورند. در اینجا ما به طرح برخی نظریه‎های قابل قبول خواهیم در این مورد پرداخت.

در مورد آشناپنداری چه می‎دانیم؟
اگرچه آگاه کردن خوانندگان از جمع‎بندی یک مقاله قبل از موعد مقرر خوب به نظر نمی‎رسد، ما هنوز که هنوز است، نمی‎دانیم آشناپنداری چرا و چگونه رخ می‎دهد. با این اوصاف ما در مورد این تجربه چه می‌‏دانیم؟
سن: به نظر می‎رسد که آشناپنداری بیشتر در میان افراد جوان بروز می‎کند، و به صورت پایدار همگام با پا به سن گذاشتن ما کمتر می‎شود.
جنس: چنین به نظر می‎رسد که میزان بروز آشناپنداری در میان زنان و مردان تقریباً یکسان است.
اجتماع: بر مبنای برخی مطالعات، آشناپنداری در میان مردمان گروه‎های دارای وضعیت اقتصادی اجتماعی بالاتر و نیز افراد دارای تحصیلات عالی بیشتر شیوع دارد.
سفر: افرادی که بیشتر سفر می‎کنند بیشتر احتمال دارد که آشناپنداری را تجربه کنند. یک مطالعه در سال 1967 پی برد که فقط 11 درصد مردمی که هرگز به سفر نرفته‎اند آشناپنداری را تجربه می‎کنند، حال آنکه این رقم برای افرادی که هر سال بین یک تا چهار سفر در کارنامۀ زندگی خود دارند، 41 درصد، و برای کسانی که هر ساله 5 بار یا بیشتر سفر می‎کنند 44 درصد است.
استرس: دیگر مطالعات عنوان کرده‎اند که آشناپنداری بیشتر در زمان‎هایی شایع است که ما تا حدودی خسته، دچار استرس یا درگیر هر دو حالت هستیم. برای مثال، گزارش‎های متعددی از تجربۀ آشناپنداری در مورد لشکریانی که به میدان نبرد نزدیک می‎شوند، وجود دارد.
داروها: برخی داروها ممکن است احتمال کشاکش آشناپنداری را افزایش دهند. یک مطالعۀ موردی منتشر شده در سال 2011، تجربۀ یک مرد از نظر ذهنی سالم 39 ساله را بازگو می‎کند که در صورت گرفتن توأمان فنیل‎پروپانولامین و امانتادین برای درمان آنفولانزا دچار تکرار تجربۀ آشناپنداری می‎شد.

این اتفاق در کجای مغز روی می‎دهد؟
شاید شگفت‌انگیز بنماید که به نظر نمی‎رسد آشناپنداری با هیچ گروه خاصی از اختلالات ذهنی یا روانی همبستگی داشته باشد. تنها اختلالی که به شکل قابل اعتماد مرتبط به تجربۀ مزبور به نظر می‎رسد صرع لوب تمپورال (TLE) است.
در این نوع خاص از صرع، همچون انواع دیگر این بیماری، اغلب نوعی "تجلی" پیش از "حمله" وجود دارد. برای برخی از افراد مبتلا به TLE، این تجلی معمولاً شامل آشناپنداری است.
به نظر می‎رسد لوب‎های تمپورال، که در حافظۀ بصری و پردازش ورودی حسی دخیلند، مظنون شمارۀ یک پناه دادن به آشناپنداری باشند.
یک مطالعه در سال 2012 این جستجو را کمی آزموده‎تر کرد. محققان پی بردند که تحریک قشر انتورینال (EC) باعث ایجاد تجربۀ آشناپنداری شود. این قشر مغزی که در لوب تمپورال داخلی قرار دارد، نقشی در حافظۀ فضایی و تثبیت حافظه بازی می‎کند.

چه چیز سبب آشناپنداری می‌شود؟
شاید ناحیۀ مرتبط به آشناپنداری "جمع و جور" شده باشد، اما چه چیز سبب بروز آن می‎شود؟ در مجموع نظریات مربوط به آشناپنداری به چهار دسته تقسیم می‎شوند:
• پردازش دوتایی
• نورولوژیک
• حافظه
• توجهی
هیچ‌یک از این نظریات مورد اشاره در زیر تمامی جواب را به دست نمی‎دهد، اما هر کدام آنها فرصتی یگانه برای به وجد آمدن در کاغذ نازکی را به دست می‎دهد که به شکل قابل ملاحظه‎ای تجربه‎ای را که ما حس آگاهی می‎نامیم تقویت می‎کند.

پردازش دوتایی
به عنوان مخلص کلام، نظریۀ پردازش دوتایی عنوان می‎کند که دو فرآیند شناختی که به طور معمول به موازات هم حرکت می‎کنند، برای یک لحظه از هم جدا می‎شوند. این دسته‎بندی توضیحات را بسته به اینکه کدام فرآیند مورد تصور جدا می‎شود باز می‎توان به چهار نوع تقسیم کرد.
قابل به ذکر است که اینها بخشی از قدیمی‎ترین نظریات مربوط به آشناپنداری هستند، و هیچ‎یک از آنها شواهد تجربی برای پشتیبانی از خود را ندارند. در هر حال، آنها غذایی برای تفکر هستند:
آشنایی و فراخوانی: این تئوری اصرار دارد که آشنایی و فراخوانی دو عملکرد شناختی هستند که معمولاً به صورت هماهنگ عمل می‎کنند. اگر، به دلیلی، آشنایی به اشتباه تحریک شود، ما دچار احساسی بی‌پایه در مورد سابقۀ حضور در یک مکان می‌شویم.
رمزنگاری و بازیابی: این توضیح با یک استعارۀ دم دستی همراه است: یک نوار ضبط صوت. به طور معمول، سر ضبط (رمزنگاری) روی نوار پخش و سر پخش (بازیابی) به صورت جداگانه عمل می‎کنند. ما یا در حال خواباندن حافظه‎ایم یا در حال بازیابی آن.
این تئوری در ادامه می‎گوید که برخی اوقات ممکن است به صورت تصادفی هر دو "سر" با همدیگر عمل کنند. این بدین معنی است که ما حس خطایی از آشنایی در مورد سکانس وقایعی را ایجاد می‎کنیم که در همان لحظه در حال وقوع هستند. اگرچه استعاره خوشایند است، برای دانشمندان قانع کننده نیست. شکل‎گیری حافظه و بازیابی آن به این طریق عمل نمی‎کنند.
ادراک و حافظه: این نظریه مدعی است که، ما وقایع را در کنار هم درک می‎کنیم و به حافظه می‌سپاریم. به طور معمول، ما بر روی درک وقایع متمرکز می‎شویم، اما اگر خسته یا پریشان شویم، شکل‎گیری حافظه می‎تواند درست در همان زمانی صورت گیرد که ما در حال درک پیرامون خود هستیم. به این طریق، درک ما از "حال" به صورت خاطره (گذشته) ظاهر می‎شود.
حس آگاهی دوگانه: این نظریه که برای نخستین بار در سال‎های 1880 توسط هیولینگز جکسون / Hughlings-Jackson مطرح شد، فرض را بر این قرار می‎دهد که ما دو جریان خودآگاهی موازی داریم: یکی که جهان بیرون را پایش می‎کند، و دیگری که مشغول تماشای تفکرات درونی ما است. اگر خودآگاهی حساس‎تر و برونگرای اولیه بر اثر خستگی مزمن تحلیل رود، خودآگاهی بدوی‌تر جایگزین می‎شود و تصادفاً تجربۀ تازه را با تجربۀ قدیمی‎تر، تجارب درونی شده، اشتباه می‎گیرد.
اگرچه هر یک از نظریات بالا خوراکی برای تفکر است، هیچ‌یک نمی‎تواند تا حد نظریات علمی جدید به پیش برود.

توضیحات نورولوژیک
توضیحات نورولوژیک آشناپنداری عموماً به "حمله" و "تأخیر در انتقال سلول عصبی" تقسیم می‎شوند.
حمله: همان طور که در بالا اشاره شد، افراد دچار TLE عموماً آشناپنداری را به عنوان بخشی از تجلی پیش از "حمله" تجربه می‎کنند. منطقی که به روشنی پشت قضیه می‎آید، اگر مسأله این باشد، این است که شاید آشناپنداری بارقه‎ای از "حمله" باشد.
به هر جهت، داده‎ها از این نظریه پشتیبانی نمی‎کنند. آشناپنداری در مردم دچار صرع در کل چندان شایع نیست، و افرادی که به طور منظم‌تری دچار آشناپنداری می‎شوند مستعد حملۀ بیماری نیستند.
همچنین، اگرچه ارتباط میان آشناپنداری و TLE به خوبی شناخته شده است، اکثریت افراد دچار TLE آشناپنداری را به عنوان بخشی از تجلی تجربه نمی‎کنند.
تأخیر در انتقال سلول‎های عصبی: ویرایش‎های متعددی از این نظریه وجود دارد. یکی آشناپنداری را به عنوان اطلاعات در حال گذار از چشم به واسطۀ تعدادی از مسیرهای در حال رسیدن به مراکز بزرگ‎تر تشریح می‎کند. اگر اطلاعات دو مسیر در زمان‎های متفاوت وارد شوند، به هر دلیل، مغز ممکن است پیام دوم دریافتی را به عنوان اطلاعات قدیمی درک کند.

توضیحات حافظه
این بخش از نظریات بر مسیری که در آن حافظه ذخیره، حفظ، و بازیابی می‌شود، تمرکز می‎کند.
یک توضیح مبتنی بر حافظه دارای برخی پشتوانه‎های تجربی است. یک مطالعۀ انجام شده در سال 2012، با استفاده از واقعیت مجازی، دیدگاه جذابی در این مورد ارائه داد.
محققان پی بردند که اگر به نمونه‎ها تصویری نشان داده شود که بسیار شبیه به صحنه‎ای باشد که آنها پیشتر در آن حضور داشته اما به یادش ندارند، گاهی اوقات این باعث جرقه زدن آشناپنداری می‎شود.
به عبارت دیگر، اگر ما خاطرۀ یک صحنه را به یاد نداشته باشیم، وقتی که به صحنه‌ای تازه و مشابه نگاه می‌کنیم، صحنۀ پیشتر تجربه شده هنوز در مخزن حافظه ما تأثیراتی اعمال می‎کند – شاید حس آشنایی.
یک نظریۀ دیگر که توسط محققان ویتلسی / Whittlesea و ویلیامز / Williams مطرح شده است، مفهوم آشنایی برای ما را وارونه می‎کند. اصلاً شاید ما در مورد مفهوم "آشنایی" به روش غلطی فکر می‎کرده‎ایم. برای مثال، اگر ما پستچی خود را جلو در خانه‎مان ببینیم – صحنه‌ای بسیار عادی و آشنا – این دیدار حسی از آشنایی ایجاد نمی‎کند. به هر حال، اگر ما همان پستچی را به شکل غیر منتظره، مثلاً زمانی که برای گذراندن تعطیلات در خارج شهر بسر می‎بریم، ببینیم، این دیدار حسی از آشنایی را در ما بیدار می‎کند.
حس موسوم به آشنایی وقتی با چیزهای آشنا مواجهیم جرقه نمی‎زند. اگر چنین می‎بود ما باید تقریباً مدام در حال تجربۀ چنین حسی باشیم. این حس آشنایی اغلب زمانی بروز می‎کند که ما چیزی آشنا را به صورت غیر منتظره می‎بینیم.
وقتی ما چیز آشنایی را می‎بینیم، مغزمان به سرعت آن را پردازش می‎کند و این به تلاش کمی نیاز دارد. نظریۀ ویتلسی و ویلیامز این را می‎گوید که اگر ما چیزی بسیار آشنا را در چیدمانی ناآشنا تجربه کنیم (اما آن را بلافاصله به جا نیاوریم)، ویژگی آشنا به سرعت پردازش می‎شود (اگرچه ما متوجه موضوع نمی‎شویم)، و باعث می‎شود تا کل صحنه آشنا به نظر برسد.

توضیحات توجهی
چهارمین رشتۀ توضیحات مربوط به آشناپنداری بر توجه تمرکز می‎کند. بنیان این تئوری بر این استوار است که یک صحنه بدون توجه کامل به آن مختصراً مورد مشاهده قرار می‎گیرد. آنگاه، کوتاه زمانی بعد، همان صــحنه بار دیگر درک می‎شود، اما این بار این درک با دریافت کامل همراه است. درک دوم با درک اولی ترکیب می‎شود و تصادفاً این گمان پدید می‎آید که این درک قدیمی‎تر از آن چیزی است که در عالم واقع هست، و بنابراین محرک ایجاد آشناپنداری می‎شود.

هنوز چیز بیشتری برای آموختن وجود دارد
هر قدر هم که این تئوری‏ها جذاب باشند، هیچ‌یک به اثبات نرسیده است، و در عالم واقعیت، همگی بخشی از واقعیت را در خود دارند یا ندارند. ما گمان داریم که آشناپنداری نوع واحدی از تجربه است، اما می‎تواند به راه‎های مختلف بین افراد مختلف یا یک فرد واحد تجربه شود.
اگرچه به نظر می‎رسد که در این مورد پای لوب تمپورال در میان است، ما واقعاً در زمینۀ فهم این پدیدۀ همه جا حاضر و سوءظن برانگیز، گامی به جلو برنداشته‌ایم.
بنابراین، بار دیگری که آشناپنداری را تجربه می‌کنید، از لذت بردن از یکی از رازهای فریبنده و غیر قابل توضیح انسانی غافل نشوید.

Source:
Déjà vu: Re-experiencing the unexperienced
By Tim Newman
Published: Wed 14 June 2017

مطالب پیشنهادی ما برای مطالعه

گیرندة حشیش در مغز مشخص شد

THC جزء روان‌گردان اصلی حشیش (ماری جوانا) است که مسؤول اثرات دگرگون کنندة ذهن این مادة مخدر محسوب می‌شود، اما ساز و کار دقیق انجام این کار توسط آن تاکنون ناشناخته بوده است. حال، محققان قطعات پراکندة م

دویدن حافظه را بهبود می‌بخشد

شماری از مطالعات عنوان کرده‌اند که ورزش می‌تواند عملکرد شناختی را تقویت کند، اما مکانیسم بنیانی این ارتباط ناشناخته مانده است. اکنون پژوهش تازه‌ای بر این موضوع روشنی می‌افکند که چگونه دویدن می‌تواند ح

نظرات (0)

تاکنون هیچ نظری درباره این مطلب ارائه نشده است.

نظر خود را اضافه کنید.

نظر شما پس از بازبینی منتشر می شود.
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید.

 

X

کپی رایت

هرگونه کپی مطالب سایت به هر شکل پیگرد قانونی دارد.