دسته بندی ها
Search - Contacts
مقالات و اخبار
Search - News Feeds
واژه نامه
تگ ها

آزادی اراده توسط کامپیوتر ذهن‌خوان ارزیابی شد

اخبار روان‌پزشکی / روان‌شناسی / روانکاوی

ترجمه محمدقاسم رافعی

همچنان که علوم اعصاب (عصب‌شناسی) بی‌پروا به سوی آینده می‌تازد، دیگر هیچ پرسشی چندان محرمانه نیست که در پرده بماند. یک مطالعة اخیر با گرفتن نتایجی شگفت‌انگیز در این مورد تحقیق می‌کند که آیا آزادی اراده خیالی باطل است؟
آزادی اراده و کینه‌جوی قدیمی آن جبر، از زمان طلیعة فلسفه در دوران باستان در نبرد بوده‌اند.
آیا ما، به عنوان انسان، صاحب اختیار اعمال خود هستیم یا به سادگی به راهی از پیش مقدر شده درمی‌غلتیم که رحمت سرنوشت برای ما تدارک دیده است؟
در نگاهی سطحی به ذهن مدرن، چنین می‌نماید که آزادی اراده دست بالا را دارد. از همة حرف‌ها گذشته این تویی که تصمیم می‌گیری سیب زمینی سرخ شدة زیاد سفارش دهی، و تویی که می‌دانی که نمی‌توانی هیچ‌کس مگر خودت را برای باز کردن دربچة بطری دوم آبجو ملامت کنی.
اما به صورت تاریخی پرسش علوم اعصاب شاهدی برای اختیار فرد در آنچه روی خواهد داد متصور نمی‌شود.
اولین تحقیق نوروفیزیولوژیک در مورد آزادی اختیار در دهة 1980 با کار «بنیامین لیبت» آغاز شد. او تعدادی آزمایش را که به نظر می‌رسید به وضعیت‌هایی که به سمتی جبری‌تر از امور عادی متمایلند ساختارسازی کرد.
در نقطة عطف مطالعة لیبت او از نمونه‌ها خواست هنگامی که وی امواج مغزی آنها را اندازه‌گیری می‌کرد مچ دستشان را در جهات تصادفی به شدت حرکت دهند. لیبت دریافت که می‌تواند پیش از به حرکت درآمدن مچ دست‌ها ساختار نورولوژیک آنها را اندازه‌گیری کند.
به نظر می‌رسید که فعالیت نورولوژیک مقدم بر تصمیم آگاهانة نمونه برای حرکت دادن مچ دست است. این فعالیت مغز به "آمادگی بالقوه" برگردان شد.

مرگ آزادی اراده؟
همزمان دیگر دانشمندان چنین تلقی کردند که آمادگی بالقوه در واقع باید علت حرکت باشد. بنابراین چالش بعدی لیبت این بود که ببیند آیا آمادگی بالقوه را می‌توان پیش از آنکه قصد آگاهانه ثبت شود، کشف کرد.
به عبارت دیگر، آیا مغز می‌داند نمونه در صدد انجام چه کاری است پیش از اینکه او بداند دارد آن را انجام می‌دهد؟
به این منظور، لیبت از نمونه‌ها خواست به یک ساعت دیواری نگاه کنند، و، پس از انجام حرکت تصادفی مچ دست، لیبت از آنها پرسید دقیقاً در چه زمانی تصمیم گرفته بودند که عمل مورد درخواست را انجام دهند. لیبت دریافت که آمادگی بالقوة ناآگاهانه تقریباً نیم ثانیه پیش از آن که شخص گزارش می‌داد تصمیم به حرکت گرفته بود.
در نتیجة این آزمایش‌ها و دیگر آزمایش‌ها در حالات یکسان، بسیاری با همدیگر مشتاق خلاص شدن از آزادی اختیار بودند. اما همچنان‌که اغلب عصب‌شناسان عنوان می‌کنند، حقیقت بسیار پیچیده‌تر از آن است که در نگاه نخست به نظر می‌رسد.

تولد آزادی اراده
یک مطالعة اخیر که در «مرکز خیریة برنشتاین برای علوم اعصاب محاسباتی در برلین» انجام شد، این مبحث کهن را گزارش داده است. نتایج این مطالعه که در «اقدامات آکادمی ملی علوم» گزارش شده، شگفت‌انگیز است.
تیم تحقیق به رهبری پروفسور «جان – دیلن هاینس» بر آن شد تا بداند آیا مغز می‌تواند آمادگی بالقوه را وتو کند. به عبارت دیگر، وقتی ناخوداگاه مغز تصمیم بر انجام عملی گرفته است، آیا مغز خودآگاه قادر به نادیده گرفتن این تصمیم خواهد بود؟
پروفسور هاینس توضیح می‌دهد: «هدف تحقیق ما این بود که دریابیم آیا حضور امواج اولیة مغزی بدین معنی است که تصمیم‌گیری بعدی به صورت خودکار صورت می‌گیرد و نه زیر کنترل آگاهی، یا شخص هنوز می‌تواند تصمیم پیشینی را لغو کند، برای مثال با استفاده از "حق وتو».
برای این هدف، آنها با آزمایشی مبتکرانه به صحنه آمدند. نمونه‌ها به یک "دوئل" با کامپیوتر وارد شدند در حالی که امواج مغزی آنها با استفاده از الکتروانسفالوگرافی پایش می‌شد.
کامپیوتر به نحوی ساخته شده بود که به صورت مؤثر بازیگر انسانی را ذهن‌خوانی کند. وقتی برنامة الکتروانسفالوگرام آمادکی بالقوه را همراه حرکت بعدی نمونه کشف کرد، کامپیوتر پیشدستی می‌کرد، با ارائة حرکت خود پیش از آنکه بازیگر انسانی حتی آگاه باشد که در آستانة انجام آن حرکت است.

حق وتو در کسری از ثانیه
محققان دریافتند که علی‌رغم آنکه کامپیوتر قادر به پیشدستی بر حرکت حریف بود، فرد انسانی حقیقتاً قادر بود ذهنش را در آخرین کسر ثانیه تغییر دهد.
پروفسور هاینس نتایج را توضیح می‌دهد: «تصمیمات شخص از اثر لطف ناخودآگاه و امواج اولیة مغز نیست. افراد انسانی قادرند به صورت فعال در فرآیند تصمیم‌گیری مداخله و حرکت را قطع کنند. پیشتر مردم سیگنال‌های مقدماتی مغز را برای استدلال در مورد اختیار به کار برده‌اند. مطالعة ما اکنون نشان می‌دهد که آزادی بسیار کمتر از آنکه پیشتر فکر می‌شد محدود می‌شود.»
این یقیناً نقطة پایانی برای بحث آزادی اراده نخواهد بود. محدودیت‌هایی در میان هست که پروفسور مایل است بعدها در موردشان تحقیق شود.
او می‌گوید: «یک "نقطة بی‌بازگشت" در فرآیند تصمیم‌سازی وجود دارد، که پس از آن لغو حرکت دیگر ممکن نیست.»
تیم تحقیق پلانی برای ادامة تحقیق خود در مورد این تصمیمات کسری از ثانیه‌ای شگفت‌انگیز دارد. برای دور بعدی تحقیقات، آنها به این موضوع خواهند پرداخت که چگونه تصمیمات بیشتر پیچیده به وسیلة برنامة کامپیوتر ذهن‌خوان مورد آسیب قرار خواهد گرفت.
همچنان که علوم اعصاب در تکنولوژی پیشرفته‌تر می‌شود، پرسش‌های اخلاقی بدون شک بلندآواتر و فاش‌تر مطرح خواهند شد.

نظرات (0)

تاکنون هیچ نظری درباره این مطلب ارائه نشده است.

نظر خود را اضافه کنید.

نظر شما پس از بازبینی منتشر می‌شود.
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید.